السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
256
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
و برافراشتن پرچم حق و توحيد - نيازمند به خبرويت قيادى ويژه و بىبديلى است و شناخت كامل و بىنقصى نسبت به ساز و كار تولّد ، توسعه و اوجگيرى و فرسايش و سقوط جريانهاى كلان اجتماعى و موجهاى بزرگ تاريخى مىطلبد . اين شناخت دامنهدار و ژرف از لابهلاى سطور كتب تاريخ پديد نمىآيد ، بلكه فرد بايد همگام با تاريخ شاهد عينى و مستقيم فرآيند تحوّلات و تطورات نهادهاى اجتماعى و ساختارهاى مدنى باشد . او بايد در بستر شكلگيرى جريانات ، يك آسيبشناسى عينى را تجربه كند و به راه كارهاى اصلاح و احياء ، ره يابد . پديدهى غيبت چنين فرصتى را در اختيار مصلح كل قرار مىدهد . 3 ) منجى جهانى ، تحقّق ايدئولوژى مشخّص وحيانى و اجراى دستورات يك دين معين - يعنى اسلام عزيز - را قاعده و مبناى حركت اصلاحى خود قرار مىدهد . اين مهم مستلزم آن است كه وى به لحاظ زمانى به سرچشمهى زلال وحى و عصر طلايى نبوى و ولوى هرچه بيشتر نزديك باشد ، تا از اصالت اسلامى كاملترى برخوردار بوده و از تهنشينى رسوبات آرايههاى لاحق و بدعتها و انحرافات حادث ، مصون بماند و شاخصهاى فرهنگها و تمدنهاى بعدى ، ارتكازات وى را شكل ندهد ، تا از اين رهگذر . . . قرآن و سنّت و سيره را به گونهاى زلال دريافت كرده و به عملى كردن پيامهاى آن دو بپردازد . ولادت حضرت حجّت ( عجلّ الله تعالى فرجه ) در دوازده قرن پيش و امتداد يافتن حيات طيبهى آن بزرگوار ، چنين امكانى را براى آن حضرت مهيّا مىسازد . « 1 » * * * [ تعليقه ى ] ( 6 ) علامهى طباطبايى قدّس سرّه در پاسخ اين پرسش مطالبى را بيان فرمودهاند كه چكيدهى آن توجه به اين نكته است كه شأن هدايتى امام معصوم دوگونه است : الف - هدايت به معناى ارائة الطريق . ب - هدايت به معناى إيصال الى المطلوب . امام عليه السّلام براى اجراى فاز اول هدايت ، نيازمند به حضور فيزيكى در جامعه و حشر و نشر با مردم است و اما براى عملى ساختن فاز دوم هدايت - كه در واقع بازگشت آن به برقرارى رابطهاى ملكوتى و باطنى با اعمال مردم است - نيازى به حضور جسمانى و مراودهى
--> ( 1 ) . بحث حول المهدى / سيد محمد باقر صدر / تحقيق و تعليق : دكتر عبد الجبار شرارة / صص 79 - 89 .